به تارنمای ناصر ایمنی خوش آمدید یادداشت های 70 سال خبرنگاری خاطرات خواندنی یک دیپلمات روزنامه نگار در کشور های مختلف جهان خیال کردی که گفتی نوشتن را ترک می کنم, دیگر پس از 70 سال قلم زنی, تمام شده است و راحت شدی, نه عزیزم از این بیماری خلاصی نداری , قلم چون دوال پا گرد وجودت حلقه زده و سخت گره خورده است و تا دامن کفن نکشی زیر پای خاک, باور مکن که دست ز دامن به داردت, ناصر جان باز هم می نشینی و می نویسی و مثل من انگشت هایت درد می گیرد و حیا نمی کنی. ما محکوم به نوشتن هستیم ما از آنهای دیگر که کیسه پر کرده اند آسوده خاطر تر و شادتر بوده ایم و به کثافات آلوده نشده ایم و این را دست کم نگیریم. باز هم ناصر جان عزیز من خواهد نوشت. محمدعاصمی مدیر ماهنامه کاوه, ششم شهریور ماه 1387 مونیخ خلاصه یک نامه رسیده تو با بیانی ساده و خودمانی در نوشته هایت ابرهای دوگانگی را با هم گره می زنی و از این برخوردها رنگین کمانی می سازی چشم ها را با خواب و خواب ها را با رویا و رویا ها را با قهقه آشتی می دهی, تو نشان میدهی که از این همه ستاره ها که شب در آسمان با بطالت می درخشند گردن بندی نورانی می سازی تو ثابت می کنی که می توان دوست داشت و تنها بود ,می توان عشق های بزرگ را در دهلیز های کوچک قلب ها جا داد, فقط عاشق بود حتی اگر معشوقی نباشد. تو از کوله بار خاطراتت خبر های خوب - پیام های امیدوار کننده, حرف های قشنگ در می آوری و با خواننده گانت تقسیم می کنی...
|
|
| پاریس - ژانویه 2010 ناصر امینی |
|
|---|---|
|
